اهمیت فراگیری علم و آموزش برای تربیت فرزندمان

روانشناسی کودک

اهمیت فراگیری علم و آموزش برای تربیت فرزندمان

فاطمه محمدتبار
کارشناس روانشناسی
امروزه حتی برای استفاده ی صحیح از وسیله ای که خریداری می کنیم ،نیازمند مطالعه ی دفترچه ی راهنما یا کاتالوگ آن هستیم ،تا چه رسد به کارهایی از قبیل رانندگی با وسایل نقلیه و یا استفاده از رایانه
که نه تنها باید آموزش دید و مهارت های لازم را به دست آورد ،بلکه باید گواهینامه ی آن ها را نیزدریافت نماییم.
در دهه های اخیر جامعه ی انسانی دستخوش تغییرات بسیاری شده است و تربیت کودکان برای والدین بسیار دشوارتر از نسل های گذشته گردیده است.شاید یکی از دلایل این باشد که ،خانواده های بزرگی که در آن چندین نسل در کنار یکدیگر زندگی می کردند ،جای خود را به خانواده های کوچک داده اند .در نتیجه تعداد افرادی که از کودکان مراقبت می کنند کاهش یافته است .علاوه بر آن حضور چشم گیر مادران در امور جامعه و از همه مهمتر وجود انواع و اقسام وسایل ارتباط جمعی از تلویزیون و ماهواره گرفته تا اینترنت را می توان از دلایل دشوار گشتن تربیت کودکان به شما آورد.اگر مهم ترین دستاورد یک ازدواج را فرزندان حاصل از آن در نظر بگیریم ،با توجه به نیاز آموزش در زمینه های مختلف ،تربیت کودک نیز از این قاعده ی کلی مستثنی نخواهد بود.
برطبق مطالعات علمی به اثبات رسیده بیش از شصت درصد شخصیت روانی انسان در شش سال اول تولد شکل می گیرد و این موضوع نشان دهنده ی اهمیت این بخش از زندگی انسان است.هرچند تربیت فرزند امری است مستمر ،اما این شش سال از مهم ترین و بنیادی ترین دوره های حیات هر فرد به حساب می آید .
ارتباط آسیب های روانی با تربیت کودک
در واقع کودکی نامناسب و روابط معیوب والدین وکودک ،خواستگاه بسیاری از آسیب های روانی است و برای جلوگیری از صدمات روانی نسل های بعد نیز آموزش والدین مثمر ثمر خواهد بود.
متاسفانه امروزه وقتی ما صاحب فرزندی می شویم بدون اینکه کوچکترین اطلاعی از کلیدهای تربیتی داشته باشیم به روش آزمون و خطا تربیت کودک را شروع می کنیم و در اصل کلیدهای رفتاری آن را آنقدر دستکاری می کنیم تا به آن تسلط یابیم .غافل از اینکه تسلط آن هم به هر شیوه و روشی ،تمام ساختار روانی کودک را در هم شکسته و از او هر چیزی خواهد ساخت ،جز انسانی با روان سالم.
چرا رشد روانی کودک مورد توجه قرار نمی گیرد؟
پدر و مادر به محض بروز تب یا قرمزی چشم فرزند و یا بیماری ای که برایشان قابل لمس و رویت باشد،فورا آن را به پزشک ارجاع داده و حتی حاضرند چندین شب تا صبح بر بالین کودک خود بیدار بمانند.این در حالی است که به دلیل عدم آگاهی و ملموس نبودن مشکلات روانی ،اگر کودکشان دچار ترس ،بی حوصلگی ،شب اداری ،جویدن انگشت ،ناسازگاری و…شود با ذهنیت نا آگاه و غیر علمی با این مسائل برخورد کرده و توجه چندانی نمی کنند.

پدر و مادری صنعتگری نیست ،باغبانی است
برخلاف دنیای سنت که پدری و مادری بیشتر شبیه صنعت بود و والدین همچون صنعتگری بودند که با دخل و تصرف در امور کودک ،او را آن طور که می خواستند ،بار می آوردند و اصول تربیتی شان بر پایه تهدید ،کنترل و ترس بنا نهاده شده بود ،امروزه این علم بر پایه ی پرورش و تعلیم بنا شده است.
کودکان شبیه هسته ی هلو که برنامه ریزی شده و باید به درخت هلو تبدیل شود،از قبل برنامه ریزی شده اند .آن ها دنباله ی ما یا تکمیل کننده ی راه ما نیستند .و یا برای رسیدن به آرزوهایی که ما به آن ها نرسیده ایم به این دنیا نیامده اند و پدر و مادر نیز باید شبیه باغبانی باشند که تنها با حراست و مراقبت صحیح امکان می دهند تا رشد لازم را داشته باشند و در مسیر صحیح خود گام بردارند.
متاسفانه والدینی که آموزش ندیده اند همچون یک صنعتگر ،می کوشند تا از هسته ی هلو ،میوه ی گیلاس بگیرند و این پیامدی جز خشک کردن آن نهال و تبدیل آن به زغال در نخواهد داشت.
دانستن موارد زیر به والدین کمک می کند پدر و مادری کافی برای کودک خود باشند
کودکان با یکدیگر متفاوت اند و با سرعت های متفاوتی رشد می کنند .
از خود و از کودک خود انتظار کامل و بی عیب بودن نداشته باشید،همه اشتباه می کنند و اکثر اشتباهات عمدی نیستند،همه ی افراد از طریق تجربه می آموزند.
تلاش برای یک پدر و مادر کامل و بی عیب و نقص بودن احساس ناکامی و بی کفایتی را بالا می برد.
اینکه با بچه دار شدن والدین همه چیزشان کودکشان باشد تفکر سالمی نیست.
اگر نیازهای شخصی شما برآورده نشود ،قادر نخواهید بود کودک سالمی تربیت کنید.
رفتارکودکان نه تنها به سرشت آن ها ،بلکه به واکنش دیگران به رفتارشان بستگی دارد.تربیت کودک یک خط تولید است .کودک باید قبل از آموختن یک مهارت جدید از نظر رشدی آمادگی لازم را پیدا کرده باشد.
همه ی کودکان باید توان پذیرش محدودیت ها وناکامی ها را پیدا کنند و احساس ناکامی خود را هنگامی که به چیزی دست نمی یابند ، کنترل کنند

اکول اسمیت می‌گوید: اگر می‌خواهید برای هر مسئله‌ای در زمینه‌ی فرزندداری، رویکرد متفکرانه‌ای داشته باشید، ابتدا باید این سه سؤال را از خودتان بپرسید:
-چرا فرزندم این رفتار را دارد؟
برای مثال، شاید احساس می‌کند به او توجه نمی‌شود یا برای بیان خواست خودش مهارت‌های ارتباطی لازم را ندارد یا شاید اصلا این رفتارها مقتضای سن اوست
-فرزندم چه حسی دارد؟ به‌دنبال دلیل اصلی رفتارش باشید. شاید ناراحت است یا ترسیده. شاید حس می‌کند کسی دوستش ندارد. شاید به‌دنبال جلب‌توجه شماست
-چه‌چیزی می‌خواهم به فرزندم بیاموزم؟ شاید می‌خواهید در مدیریت احساسات کودک به او کمک کنید یا کمکش کنید مسائل بهداشتی قبل از خواب را رعایت کند یا بفهمد انجام کارهای خانه جزئی از زندگی خانوادگی است
درنهایت اینکه اگر فرزندتان به حرف شما گوش نمی‌کند یا مسئله‌ی رفتاری دیگری دارد، یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید، همدلی با اوست. حتی شما که بزرگ‌ترِ او هستید، می‌دانید هیچ‌چیز بهتر از داشتن کسی نیست که به حرف‌های شما گوش کند و درعین‌حال سعی کند بفهمد چه می ‌گویید .
سبک های فرزند پروری
از فرزندتان می‌خواهید کاری انجام دهد. او امتناع می‌کند. با مهربانی از او می‌خواهید، باز هم آن کار را انجام نمی‌دهد. صدایتان را کمی بلند می‌کنید تا متوجه شود کاملا جدی هستید، باز هم درخواست شما را اجرا نمی‌کند. چند بار از راه‌های مختلف سعی می‌کنید و باز هم همان واکنش. بالاخره او را به روشی تنبیه می‌کنید؛ اما او باز هم هیچ ترسی به خود راه نمی‌دهد‌، به‌علاوه‌ی آنکه شروع به گریه و داد و فریاد هم می‌کند. این سناریو برایتان آشنا نیست؟
در اینجا واکنش هایی که والدین به رفتاراین فرزندشان نشان می دهند می تواند از سبک های فرزند پروریشان نشات بگیرد اما سبک های فرزندپروری چیست ؟و فرزندان چه تاثیری از آن می پذیرند؟
دو حیطه در نظام تربیتی والدین وجود دارد یکی حیطه ی عاطفی دیگری حیطه ی کنترلی (اقتدار).بر اساس این دو حیطه ،سبک های فرزند پروری به چهار دسته تقسیم بندی می شوند:
1-فرزند پروری مقتدرانه:در این سبک گرما و محبت به همراه کنترل رفتارهای کودک به تعادل رسیده است .کودکانی خلاق ،با اعتماد به نفس ،با عزت نفس و مسئولیت پذیر نتیجه چنین سبک فرزند پروری می باشند.
2- فرزند پروری مستبدانه:در این سبک گرما و محبت والدین کم است و در مقابل کنترل بر رفتار کودک شدت بیشتری دارد که به احتمال زیاد کودکانی دمدمی مزاج و پرخاشگر که دچار اختلالات رفتاری شدید هستندما حصل این سبک فرزند پروری می باشند.
3-فرزند پروری سهل گیرانه: در این سبک گرما و محبت زیاد ولی کنترل و نظارت کم است .این ها کودکانی پرخاشگر ،ناپخته ،خارج از کنترل و اصطلاحا لوس به بار می آورند.
4-فرزند پروری بی اعتنا:در این سبک هم سطوح گرما و محبت پایین است و هم کنترل و نظارت .این ها کودکانی متوقع ،سرکش ونافرمان خواهند داشت.
ادامه در شماره بعد….
منابع:کتاب واکسیناسیون روانی کودک ، حسام فیروزی. سایت چطور